تبلیغات
کردوان سفلی - شعر نو در باره محرم
کردوان سفلی
محرم آمد و آتش به دل کرد
غم پنهانیم دیوانه تر کرد

محرم آمد و خونین جگر کرد

تمام جامه ها رخت عزا کرد

محرم آمد و اشک روان کرد

حسین جانم نوای هر دهان کرد

محرم آمد و لبیک یا عباس می کرد

سراسر شور و شوق یار می کرد

محرم آمد و اصغر بسر کرد

آن سه شعبه ماهم خجل کرد

محرم آمد و لاله پرپر کرد

تمام گریه هایم گرمتر کرد

محرم آمد و غربت به پا کرد

دل بی بی ز داغ و غم رها کرد

محرم آمد و سجده بر سجاد می کرد

دل سردار سجده بر افلاک می کرد

محرم آمد و سجاده تر کرد

روی بابا،رغیه،جان به سر کرد

محرم آمد و خیمه به پا کرد

به یاد خیمه های کربلا کرد

محرم آمد و مولاسوی نینوا کرد

ز نو دل ناپاک من را برملا کرد

محرم آمد و رویم خجل کرد

عطش دل تاریکم را ندا کرد

هانی (غمنای)